خرید بک لینک
آری! من هنوزم عاشق او هستم اگرچه او مرا رها کرد، من هنوزم چشمانش را می پرستم و در خلوتم به او می اندیشم و در تنهایی هایم، در یادبود یک خاطره اش و در سکوتم برایش می گیریم و اشک میریزم. او را همچون لطف خدا، همچون باران سعا...می دانم که این حس من است که او را زیبا و بزرگ جلوه می دهد و در حقیقت او آن چنان بزرگی نیست که من می پندارمش. می دانم که او بدون فکر کردن به من و بدون من زندگی می کند و شاد است اما من فراموشش نکرده ام و نمی خواهم فراموشش کنم. عشق او برایم در تمام عمر کافیست تا زنده بمانم و بر ت

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 12:25

چه بنویسم؟



گاهی آدم چقدر برای هیچ خودش را له می کند، چقدر داشته های خود را برایش میریزاند و همه‌ی خود را نادیده می گیرد تا آن هیچ را داشته باشد، حس کند و به رخ همه بکشاند. و دنیا چقدر پر از این هیچ های بیهوده است که ما آن را پر و بال پرواز داده ایم و بزرگش ساخته ایم. چقدر حماقت کرده ایم و نامش را گذاشتیم عشق! مگر عشق خود نادیده گرفتن و فناست؟ اگر فناست؛ در فنا چگونه میتوان خود را یافت؟ اگر نیست؛ پس چرا خود را به فنا میدهیم؟ یا واقعن حماقت می کنیم؟ منطقم دوست دارد که

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 12:25

صفحه بندی